تبلیغات
به روز ترین مطالب اینترنت - حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا (طنز)
به وبلاگ ما خوش آمدید
welcome to our weblog

مدیریت سایت
با عرض سلام:

ضمن عرض خوش آمد گویی به شما بازدید کننده محترم پیشنهاد میکنم که از تمامی صفحات سایت دیدن نمایید.
همچنین این سایت از نظر همکاران کامل میباشد و دیگر نیازی به همکار دیگری ندارد لطفا درخواست نفرمایید زیرا شرمنده شما میشویم.

::مدیر سایت(مهدی)::


تمــاس با ما
نامه به مدیر سایت

Y! ID مدیر :
مهدی

حمید        پژمان
          



خبرنامه سایت

با وارد کردن ایمیل خود در فرم زیر در خبر   نامه سایت عضو شوید تا اخبار و مطالب جدید برای شما ارسال شود.







جستجو



::نظر سنجی سایت::

کدوم مطلب را بیشتر بنویســــــــــم؟





Google

Ads



Mahdi Haji kandi

 

 
حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا (طنز)

زمان ارسال مطلب : پنجشنبه 15 آذر 1386 - پنجشنبه 15 آذر 1386

اگر از پسرهای پشت كنكور بپرسید برای چه می‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقیقی آنها این خواهد بود: دختربازی .


اگر از دخترها بپرسید: میگویند برای انتخاب شوهر .


حالا تكلیف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را می‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اینو بخونید:



* سری به یكی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای مشغول پاستور بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه یادشان رفته غذا بالای اجاق داردمی‌سوزد.


* حال سری به خوابگاه دخترها میزنیم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ی اطاق مشغول كشیدن پسری به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صدای آژیر پلیس كه از آن نزدیكی می‌گذرد می‌آید و دخترها از ترس ملحفه ها را ول می‌كنند. پلیس به طرف او می‌آید و چند روز بعد به پسرك می‌گوید ما اصلا شما را ندیده بودیم.


* سری به یكی از كافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا می‌شوند نه كك این میگزه نه اون.


* سر یكی از كلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشسته‌اند و با تلاش زیاد طوریكه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوی دختره می نویسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها می‌سوزه و برای آنها سوپ میاره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی می‌كنند و برای دخترهای دانشجوی همسایه می‌برند كه بله، اینو ما پختیم. دخترها فكر می‌كنند كه اینها دیگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را می‌گیرند. غافل از اینكه پسرها...

نویسنده : مهدی  موضوع : مطالب طنز ,  پیام شما []  لینک ثابت

::کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است::

::This Site Creat By Mahdi Haji Kandi (Disigner)::


[ بالای صفحه ]